X
تبلیغات
رایتل

آینده

خواست‌پژوهی

گفته شده که خدا آینده را می‌سازد، آن جور که می‌خواهد. او می‌خواهد خواسته‌های ما در ساختن آینده تاثیر داشته باشد؛ باز هم به شکلی که او می‌خواهد. نگران نباشیم، او بد نمی‌خواهد، و بد نمی‌سازد.

پس اگر می‌خواهید به آینده نگاه کنید، به دستان سازنده‌اش نگاه کنید. اگر گفته می‌خواهم فلان جور بسازم، و صادق باشد، و بتواند، پس آینده آن جوری می‌شود. دو شرط صداقت و توانایی را که خدا دارد، پس مشکلی نیست، آینده را در خواسته‌های خدا می‌بینیم.

اگر مَشیت خدا را بشناسیم، آینده را می‌شناسیم. اگر مشیت خدا را بپژوهیم، آینده را می‌پژوهیم. این که می‌گوییم خدا سنت‌هایی دارد و وعده‌هایی داده، همه‌اش بر اساس «خواست‌پژوهی» یا «مشیت‌پژوهی» است.

البته فراموش نکنیم، علم تجربی هم به نوعی مشیت‌پژوه است. تا امروز که خورشید را روشن دیده‌ایم؛ پس گمان می‌کنیم که فردا هم روشن باشد. تا امروز شتاب جاذبه زمین مقدار خاصی بوده، پس بنا را بر این می‌گذاریم که فردا هم باشد. از نظر خداپرستان، علمای تجربی هم دارند درباره‌ی مشیت خدا گمانه‌زنی می‌کنند. اگرچه خودشان خدا را قبول نداشته باشند و خواست او را انکار کنند.

در خود آینده‌پژوهی سکولار هم خواست‌پژوهی کاربرد آشکاری دارد. مثلاً وقتی امریکا می‌گوید می‌خواهم برای نبرد شبکه‌محور آماده شوم، شاخک‌های ما تیز می‌شود. وقتی بخشی از برنامه‌هایش را اعلام می‌کند، به تحقق این برنامه مطمئن‌تر می‌شویم. وقتی بخشی از محصولاتش را بیرون داد و در عمل استفاده کرد، به طور کامل باور می‌کنیم. باور می‌کنیم که ارتش امریکا شبکه‌محور خواهد جنگید، چون صداقت و توانایی امریکایی‌ها را باور کرده‌ایم. خلاصه این که خواست امریکا برای ما منبع معتبری می‌شود، برای قضاوت درباره‌ی آینده.

در این سو، آینده‌نگری بر اساس قرآن و روایات هم مشیت‌پژوهی است. علمای اسلام هم در تلاشند که مشیت خدا را درک کنند. خدا می‌خواهد قیامت به پا کند، خب می‌شود. قرار است ظهور مولایمان علائمی داشته باشد، خب خواهد داشت.

اما در این راه دو مشکل بزرگ وجود دارد:

یکم. انکار خواست خدا

دوم. نفهمیدن خواست خدا

مشکل یکم را عمدتاً ملحدان و سکولارها دارند، که فعلاً مهم نیست. مشکل دوم را عمدتاً بر و بچه‌های علم اسلامی دارند، که قابل حل است. باید دست کم به اندازه‌ی احکام فقهی، اخلاق، روانشناسی، ریاضی، فیزیک، پزشکی، مهندسی و ... صبور باشیم، تا به نتیجه‌ی مطلوب برسیم. کار کار نویی است، اما آینده دارد!

 

تکمله: برای این که ابهام جبرگرایی ایجاد نشود، می‌توانیم به جای آن که بگوییم خدا آینده را می‌سازد، بگوییم خدا برای آینده برنامه دارد؛ و ما هم در این برنامه زندگی می‌کنیم.